تبليغاتX
بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران

~~~~~~~~~باران عشق~~~~~~~~~ - سوشیانس...
برای دریافت کد های جاوا به بالا مراجعه کنید...
پدر
مادر
گوشه خلوت يك شب
هماغوشي تا سحر
لذت يك درد
9ماه جريمه

آمدم
هق هق كنان
عريان
گريان
وتي پا تي پا
رفتم تا 7 سالگي
كتاب
درس
مدرسه
ناظم گوش را تا مرز ادب پيچاند
معلم با تركه هاي چوب رياضي ياد داد:
جمع
ما 20 نفر بوديم
ضرب
6 نيمكت 3 نفره
تفريق
2 نفر هميشه سرپا
تقسيم
همه بر پوچ

كتابها را بستيم
رفتيم تا توپ
شيشه همسايه
تيركمانهاي كشي
گنجشكهاي كوچه
رفتيم تا شب
دستهاي نشسته
نق نق مادر
مشقهاي ننوشته
چشمهاي خواب رفته
خواب كودكي كه رفت تا لب عشق
10سالگي
دوست داشتن او مثل آب نبات شيرين بود
و مثل آب نبات آب شد
پري كوچك مرد
طنابش ماند
طنابي با دو سر
زندگي--مرگ
زندگي هرچه بود
تا 10سالگي بود
تا اولين عشق
بعد از آن:
پيمودن بيهوده ها
گفتن
خفتن
و رفتن تا مرگ
--نقطه معلوم--
پري كوچك
هر لحظه مرا بسوي خود مي كشاند.

پدر
مادر
گوشه خلوت يك شب
هماغوشي تا سحر
لذت يك درد

مجرمي ديگر در راه است.


تهران تابستان 75

لازم به ذكر هست كه من(سوشیانس) اولين بار در سن 10 سالگي عاشق دختري به اسمه پري شدم .البته عاشق كه نه ،بيشتر يك دوستي عميق كودكانه بود و از بهر تيره بختي من و نيك بختي او ، 5 سال بعد به ديار مينو رخت بست.از او طناب بازي بجاي مانده كه يادگاري نزد من است.
روانش شاد باد.

 

نوشته شده توسط سوشيانس شهزادي...



+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 9:32  توسط ghazal | 
 
ورودی
email
آرشیو
این منم باران عشق ... از تمامت تنهایی با تو سخن میگویم ...

نوشته های پیشین
اسفند 1387
دی 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
لینکدونی
anti_boy
Shahmirzad boys
گردناز خانوم
ورونیکا
دانلود نرم افزار
همه چی در هیچی
قبله گاه عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان